محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5968

تاريخ الطبرى ( فارسي )

قيمت كه دلخواهشان بود مىگرفتند ، آنگاه كارشان چنان بالا گرفت كه در جار با كسانى از مردم بنى كنانه و باهله نبرد كردند و به آنها دست يافتند و بعضيشان را بكشتند ، و اين در جمادى الاخر سال دويست و سىام بود . سرشان عزيزة بن خطاب - سلمى بود . پس محمد بن صالح هاشمى كه در آن وقت عامل مدينه بود ، مدينة الرسول صلى الله عليه و سلم ، حماد بن جرير طبرى را روانه كرد . چنان بود كه واثق حماد را با دويست سوار از شاكريان فرستاده بود كه پادگان مدينه باشد تا اعراب بدان دست اندازى نكنند . حماد با جمعى از سپاهيان و كسانى از قريش و انصار و وابستگانشان و ديگر مردم مدينه كه داوطلب رفتن شده بودند روانه شد و سوى بدويان سليم به وى رفت . پيشتازان بنى سليم به وى رسيدند . بنى سليم نبرد نمىخواستند اما حماد بن جرير بگفت تا با آنها نبرد كنند و در محلى به نام رويثه ، سه منزلى مدينه ، به آنها حمله برد . در آن وقت بنى سليم و كمكهايشان كه از صحرا آمده بودند ششصد و پنجاه كس بودند ، بيشترشان از بنى عوف سليم بودند كه اشهب بن دويكل عوفى با آنها بود ، و نيز عموى وى سلمة بن يحيى و عزيزة بن قطاب لبيدى ، از بنى لبيد سليم . اينان سرداران قوم بودند و سوارانشان يكصد و پنجاه اسب داشتند ، حماد و يارانش با آنها نبرد آغاز كردند ، پس از آن كمكهاى بنى سليم بنزد آنها رسيدند - پانصد كس ، از محلى كه بدويان قوم آنجا بودند ، و رويثهء بالا نام دارد و از آنجا تا محل نبرد چهار ميل بود - و نبردى سخت كردند . سياهان مدينه با مردم به هزيمت رفتند ، حماد و ياران وى و قريش و انصار ثبات كردند و چندان نبرد كردند كه حماد و بيشتر يارانش كشته شدند ، از قرشيان و انصار نيز كه ثبات كرده بودند بسيار كس كشته شد . بنى سليم مركب و سلاح و جامه ها را برگرفتند . كار بنى سليم غليظ شد و دهكده ها و آبگاهها را كه ما بين آنها و